narsis75
اینجا نارسیس 75 منم نرگسم خوش اومدیدحتتتتتتتما به آرشیو سر بزنید
نگه دگر به سوی من چه مبکنی
چو در بر رقیب من نشسته ای
به حیرتم که بعد از آن فریب ها
توهم پی فریب من نشسته ای
به چشم خویش دیدم آن شب ای خدا
که جام خود به جام دیگری زدی
چو فال حافظ آن میانه باز شد
توفال خود به نام دیگری زدی
برو برو یه سوی او مرا چه غم؟
تو آفتابی او زمین من آسمان
بر او بتاب زان که من نشسته ام
به ناز روی شانه ی ستارگان
بر او بتاب زان که گریه میکند
در این میانه قلب من به حال او
کمال عشق باشد این گذشت ها
دل تو مال من تن تو مال او
تو که مرا به پرده ها کشیده ای
چگونه ره نبرده ای به راز من؟
گذشتم از تو زان که درجهان
تنی نبود مقصد نیاز من
اگر به سویت این چنین دویده ام
برعشق عاشقم نه بر وصال تو
به ظلمت شبان بی فروغ من
خیال عشق خوش تر از خیال تو
کنون که درکنار اونشسته ای
تووشراب و دولت وصال او
گذشت و رفت و این فسانه کهنه شد
تن تو ماند و عشق بی زوال او
فروغ فرخزاد
*******
نظرات شما عزیزان:
Power By:
LoxBlog.Com |